Dix jours dans l’Iran qui résiste | ARTE Reportage
YouTube transcript, YouTube translate
A quick preview of the first subtitles so you know what the video covers.
[musique] خب کار ما به عنوان روزنامه نگار یا به عنوان مستندساز فیلمساز اینه که به هر حال توی موقعیت تاریخی حضور داشته باشه میدونستم که به هر حال خطرات زیادی داره میدونستم که باید ریسک خیلی زیادی داره اما تصمیممو گرفته بودم که حتماً اون چیزها و اون اتفاقات ا رخدادهایی که داره اتفاق میفته رو من با چشم خودم ببینم تین plus شما میتونید من رو [musique] کا صدا این به خاطر امنیت من هست من ایرانی را به [musique] شما نشون میدم که در هر Kaj Azadi a réussi à sortir clandestinement du pays avec ses images. Des femmes et des hommes ont accepté de raconter anonymement leur colère et leurs craintes. des témoignages rares dans un pays volontairement coupé du monde par le régime قطعی اصلا کامل اینترنت حتی تو نمیتونستی به قول معروف به سایتی مثل گوگل هم سرچ ساده گوگل هم دسترسی پیدا بکنید علاوه بر اون تمامهای بینالمللی هم بسته بود حتی تا روز سهشنبه هم من یادم میاد که تماسهای داخل ایرانم بسته بود تو نمیتونیم با موبایل به خونوادههای همدیگه به اینا زنگ بزنیم و این ریسکو نمیکردم که ریسک زیادی که داشت من بخوام به خارج از ایران زنگ بزنم این بود که تلفنمون شنود بشه به هر حال تمام مخابرات ایران دست به هر حال سپاهه دست دولته و اونا میفهمن که تو به کیا زنگ زدی و با کی در ارتباط هستی و به صورت زمینی بعد از تقریباً ۳۵ ۶ ساعت طولانی صبر اتوبوس نمیدونم هوافها نمیدونم راهسنهای مختلف تونستم خودمو برسونم به ایران وم اولین روزی که رسیدم اولین کاری که کردم این بود که بعد از چند ساعت استراحت این بود که دوست داشتم هرچه زودتر شهر تهران رو ببینم با چشمای خودم ببینم اولین چیزی [musique] که من شدم یک حجم زیادی از سکوتی بود که من دیدم و حجم زیادی از نیروهای به هر حال امنیتی نظامی پلیس اینایی که توی خیابونهای تهران حضور داشتن دنبال آدمهایی بودم که شاید دارن تظاهرات میکنن شعار میدن هرچی دیدم نیروهای امنیتی و پلیس و نیرو انتظامی اینایی بود که توی خیابون حضور داشتن Até des manifestants ont brûlé des bâtiments officiels. Banque nationale, service des impôts, mosquée. Pour contourner les dispositifs de sécurité, Cajine retrouve une collègue journaliste. Ensemble, ils vont se faire passer pour un couple afin de circuler plus discrètement. Dès le lendemain de son arrivée, ils ont un premier rendez-vous dans le centre-ville. Pour préserver son anonymat, nous l'appellerons Ahmad, il fait partie des hommes appelés à renforcer la sécurité de Teran et il pense déjà à déserter. Je suis en route vers la maison.